ابوالفضل جونابوالفضل جون، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

صفحه خاطرات ابوالفضل تبرايي

خوش اومدید💫❤️

اولین مدال ورزشی

اولین مدال ورزشیمو در رشته ژیمناستیک زیر نظر استاد نوشین فر کسب کردم.از سطح یک به سطح دو رفتم.                            مبارکمباد اینم چند تا عکس از دخترعموی عزیزم (تبسم جون )که مقام دوم تکواندوی جام آزادگان استان البرز رو کسب کرد                          تبریک تبسم جون                                     ...
7 شهريور 1397

شب يلدا وتولدي ديگر

شب يلداي 1396 مصادف هست با چهارمين سالروز تولد من...بچه ها من رفتم تو پنج سال.... تو شب يلداي امسال رفتيم خونه خاله ننجان(خاله ماماني)...جاتون حسابي خالي.... پر بوده از خوردني هاي جور واجورمحلي وسنتي... واقعا عجب رسم ورسومي داشتند....      (((مهدي جون و مهلا جون جاتون خيلي خيلي خالي بود))) ...
2 دی 1396

سفرمشهدمقدس

در سيزدهمين روز از مهر پاييز سال1396اولين سفرخود را به مشهد مقدس ساعت 8صبح از منزل مادرجون (بهشهر) شروع كردم.همسفراي من دراين مسافرت باباجون ومامان جون ونازنين جون (دخترخاله) خاله جون وشوهرخاله جون بودند.بعدش به سمت بندرگز (روستاي جفاكنده)واسه خداحافظي اهل بيت باباجون به راه افتاديم وپس از خداحافظي كمربندها بسته شدندبراي پيمودن 650كيلومتر فاصله سفر...تو سفر واسه بار اول ازشهرهاي گرگان ، فاضل آباد ، علي آباد ، خان به   بين ، راميان ، آزادشهر ، گنبد ، گاليكش ، مينودشت گذشتم تا رسيديم به جاده زيباي جنگل گلستان ...يه جاده باريك كه دو طرفش درختاي بلند جنگلي قد كشيده بودند وجاده رو با اون پيچ وخمهايش خيلي زيبا كرده بود...راستي اينو ...
22 مهر 1396